الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
75
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
دشمنى كه در دوران حكومت مستبدّانهاش كار امّت را به اختلاف كشانيد و ثروتهاى عمومى را غاصبانه تصرّف كرد و بدون رضايت مردم بر آنان حكم راند . مردمان برگزيده را كشت و بدكاران را باقى گذارد ؛ و مال خدا را ميان مردمان ثروتمند توزيع كرد . پس همانطور كه قوم ثمود هلاك شدند او نيز هلاك گشت . اينك ما پيشوايى نداريم . نزد ما بيا . اميد است خداوند به وسيلهء تو ما را پيرامون حقّ گرد آورد . بدان كه نعمان بن بشير در دار الإماره است ، ولى ما نه با او در نماز جمعه شركت مىكنيم و نه عيدها بيرون مىرويم و اگر بدانيم كه شما مىآييد ، او را بيرون مىكنيم و به شام مىفرستيم . والسّلام . » « 1 » آنگاه نامه را به وسيلهء عبداللَّه بن سُبَيْعِ هَمْدانى و عبداللَّه بن وال تيمى به مكّه فرستادند و آن دو در دهم رمضان نامه را به امام حسين عليه السلام رساندند . دو روز بعد نيز قيس بن مُسْهِر بن خليد صيداوى از بنىاسد و عبد الرّحمان بن كُدْر ارحبى و عمارة بن عبد سلولى را با حدود پنجاه نامه كه هر كدام امضاى دو تا چهار نفر را در زير داشت ، و باز دو روز ديگر هانى بن هانى سُبَيعى و سعيد بن عبداللَّه حَنَفى را نزد حضرت فرستادند و نامهء زير را با آنان همراه كردند : « امّا بعد ، بشتاب كه مردم چشم به راه تو هستند و هيچ پيشوايى جز تو ندارند . بشتاب ، بشتاب ، بشتاب . والسّلام . » گويند شَبَث بن رِبْعى يربوعى ، محمّد بن عمير بن عطارد بن حاجب تميمى ، حجّار بن ابجر عِجْلى ، يزيد بن حارث بن يزيد بن رُوَيمْ شيبانى ، عزرة بن قيس احمسى و عمرو بن حجّاج زُبيدى نيز به حضرت چنين نوشتند : « امّا بعد ، ديگر از زمين سبزينهاى سر بر نمىآورد و پيمانهها لبريز شدهاند . هرگاه خواستى نزد ما بيا كه لشكر ما را آماده و منظّم خواهى يافت . والسّلام . » پيكها پىدرپى روانه شدند و خدمت امام رسيدند و حضرت از ميان نامهها تنها به آخرين نامه پاسخ داد كه متن آن چنين است :
--> ( 1 ) - أنساب الأشراف ، 3 / 157 ؛ الأخبار الطّوال ، 229 .